پيرامون انتخابات و نقش روشنفكران
1- اهميت شركت در بحث پيرامون انتخابات:
به هرحال هرجمعي براي بقاي خود نياز به تحرك و پويايي دارد و بديهي است كه در غياب حداقل زمينههاي اجتماعي واقعي براي اين پويايي و تحرك، بايد از هر فرصتي بهره جست. مانند حركت در سرما براي گريز از انجماد!
پس ميتوان زمينهي اجتماعي حاصل از هياهوي انتخابات كذايي را به عرصهاي براي تمرين گفتگو و تعامل مدني تبديل كرد. اما اين لزوما به معناي پذيرش شركت در انتخابات نيست. چراكه عدم پذيرش انتخابات ميتواند هم وجهي منفعل و هم وجهي فعال داشته باشد. به گمان من برخورد انفعالي در چنين مواردي نفي حضور خود است. از سوي ديگر گاهي ميتوان وارد بازي حريف شد ولي با قواعد خود بازي كرد و در جهت جابجايي عرصهي بازي و تاثيرگذاري بر روند آن و تعريف قواعد جديد كوشيد. در اين مورد خاص وارد شدن به بازي به معناي دوري از بيتفاوتي و انفعال نسبت به پديدهي انتخابات از طريق داخل شدن به يا در انداختن بحثها و گفتگوهاي جمعي است. با قواعد خود بازي كردن از ديد من يعني محفوظ دانستن حق راي ندادن براي خود در عين وارد شدن به فضاي تعامل و بحثهاي جمعي پيرامون انتخابات (يا به بهانهي انتخابات). تاثير نهادن بر روند بازي هم به معناي طرح چالش و گسترش آن در محيط ارتباطي پيرامون از طريق ارائهي ديدگاههاي مغاير با كليشههاي رايج است، به عبارت ديگر استفاده از فضاي اجتماعي فراهم آمده ميتواند در خدمت نقد انتخابات صوري و نمايشي و متوليان آن در ساختار قدرت قرار گيرد كه با استفادهي ابزاري وقيحانه از مفاهيم و نمادهاي دموكراسي (در عين عدم پايبندي آشكار نسبت به آن) و با تظاهر به وجود دموكراسي و تاكيد دروغين بر نقش مردم در تعيين سرنوشت اجتماعي- سياسي خود، به ملوث كردن مفهوم دموكراسي و تقليل اعتبار اجتماعي آن ميپردازند. مورد حاد چنين پديدهاي در دورهي زمامداري خاتمي و حواريوناش به وقوع پيوست كه برآمدن احمدينژاد از عوارض آن بوده است..... لطفا ادامه مطلب را در پيوند پايين ببينيد
ادامه مطلب
