دفاع از «كمپين يك ميليون امضاء» از منظر چپ (برگرفته از سایت: www.we4change.com)
مقدمه: در تاريخچهي جنبشهاي اجتماعي- سياسي جامعهي ما سنت نانوشتهاي وجود دارد كه هر حركت مترقي يا تحولخواهانه از سوي طيف فعالان سياسي- اجتماعي با عينك بدبيني نگريسته ميشود (علاوه بر اينكه از سوي عامهي مردم با بيتفاوتي و از سوي دولتمردان و حاكمان با سانسور و سركوب مواجه ميشود). دلايل اين بدبيني هرچه باشد، نمود عيني آن (در غالب واكنشهاي جدا انگارانه، بياعتنايي، تحقير و يا حتي تخطئه) نتيجهاي جز دلسردي عاملان آن حركت و محروم ماندن حركت از پتانسيلهاي اجتماعي بالقوه براي رشد و تعميق خود ندارد. نيازي به تاكيد نيست كه واكنش مورد اشاره ارتباطي با نگاه انتقادي و رويكرد نقادانه كه امري بسيار ضروري و مثبت است ندارد. (اگرچه در جامعهي ما متاسفانه به دليل فقدان نگرش كلان و همدلانه، انتقاد، عموما به محملي براي عرض اندام و ستيز مبدل ميشود.)
طبعا حركت اخير طيفي از فعالين حقوق زنان در غالب «كمپين يك ميليون امضاء » نيز از چنين واكنشهاي شتابزدهاي مصون نبوده است. اما به گمان من تا جايي كه واكنش به يك حركت اجتماعي در غالب مجموعه استدلالهاي مكتوب (يا شفاهي) عرضه ميشود، بايد با كنار زدن همهي پيشفرضها، باب مباحثه و گفتگو را گشود. چه بسا دامن زدن به اين گفتگوها ضمن گسترش و تعميق بحث و شفاف سازي رويكردها، فضاي مناسبتري براي نقدهاي جديتر فراهم كند كه حداقل نتيجهي آن تجربه اندوزي و رشد خصلت «ارتباطي» در بين نيروهاي درگير در عرصهي كنشمندي اجتماعي است.
بر اين اساس نوشتار حاضر تلاشي است براي پاسخ به نگرشي كه از جايگاه «چپ» ماهيت و كاركرد «كمپين» را به چالش ميكشد. به عبارت ديگر دفاعي است از كليت كمپين از منظري چپ (صرفنظر از انتقاداتي كه ميتوان در مورد برخي نگرشهاي موجود در اين جريان و يا برخي شيوههاي اجرايي آن طرح كرد). به طور قطع يكي از نتايج جانبي اين نوشتار ميتواند دعوت به بازنگري در برخي رويكردهاي «چپ ايراني» باشد كه به گمان من در شرايط حاضر امري بسيار ضروري است.
در قسمت نخست در نگاهي كلي ، به رويكرد عمومي چپ نسبت به حركتهايي مانند «كمپين» پرداختهام و در بخش ديگر ضرورت دفاع از كمپين را با توجه به ويژگيهاي خاص آن شرح دادهام كه اين بخش را به نوعي ميتوان توضيحي مصداقي در مورد بخش ماقبل به شمار آورد.
لطفا ادامه مطلب را در پيوند پايين ببينيد
ادامه مطلب
