تبليغاتX
ecololia

ecololia

اکولولیا بلند فکر کردن است

ده دليل براي بيزاري از « تلويزيون » (به نقل از مجله‌ي نقد نو - بهمن۸۵)

مقدمه: دلايلي كه در زير در نكوهش «تلويزيون» و يا در نكوهش وابستگي به ديدن تلويزيون برشمرده مي‌شود، به قابليت‌هاي بالقوه‌ي تلويزيون در جهاني فرضي يا محتمل نظر ندارد، بلكه برگرفته از امكانات، تاثيرات و كاركردهاي بالفعل آن در جهان واقعي موجود مي‌باشد. بي‌شك ويژگي‌هاي مثبتي از قبيل آموزش عمومي، اطلاع‌رساني آزاد، گسترش پذيرش تنوع فرهنگي و ارتقاي فرهنگي مخاطبين (كه با توجه به وسعت دامنه‌ي مخاطبين و ساير قابليت‌هاي تلويزيون به عنوان يك رسانه جمعي فراگير از اهميت بالايي برخوردارند) تنها در شرايطي امكان تحقق مي‌يابند كه نگرش غالب در به‌كارگيري تلويزيون، نگرشي كالايي و سود انگارانه و نيز نگرشي ابزار انگارانه (در جهت كسب يا حفظ قدرت) نباشد. اما درست به دليل همين اهميت و نقش موثر تلويزيون در زندگي اجتماعي عصر مدرن، چشمپوشي از آن از سوي كانون‌هاي قدرت تقريبا محال است. بنابراين ويژگي‌هاي مثبتي ياد شده تنها مربوط به فضا و زماني است كه انسان‌ها در پي مشاركت فعال در تعيين سرنوشت اجتماعي خود، به حق نظارت عمومي و كنترل دموكراتيك بر عوامل موثر در حيات جمعي از جمله رسانه‌ها دست يابند. بديهي است تا رسيدن به آن مرحله تنها مي‌توانيم از ويژگي‌هاي شرايط موجود سخن بگوييم.

اما شناخت تاثيرات منفي تلويزيون كه موضوع نوشتار حاضر است شايد بتواند حس ترس و احتياط را در ما برانگيزد كه خود مقدمه‌ي مصونيت است. (ضمن آن كه با در نظر داشتن آن قابليت‌هاي مثبت و مقايسه‌ي اين دو، خواه‌نا‌خواه به درك عميق‌تري از مناسبات اجتماعي در «جهان واقعا موجود» مي‌رسيم. ) از اين زاويه شايد بتوان دلايل برشمرده شده‌ي زير را در نكوهش نحوه‌ي به كارگيري تلويزيون هم دانست:

لطفا ادامه مطلب را در پيوند پايين ببينيد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:43  توسط علی صادقی  | 

پيرامون كنش گري ‌اجتماعي و « متولي گري»

 

 در جوامع توسعه‌نيافته و يا در شكل مودبانه‌تر در حال توسعه، موضوع آزادي‌هاي اجتماعي سياسي در سده اخير همواره از چالش‌هاي اساسي بوده است اين موضوع در جامعه‌ي ايران هم حداقل در نيم قرن اخير موضوعي ملموس بوده است كه عمدتا به شكل خام و اوليه‌ي خود يعني شكاف بين حاكميت و مردم و حركت‌هاي اعتراضي ضداستبدادي طرح و عيان شده است. تنها در دهه‌ي اخير و در پي تجربه‌ي دو دهه حكومت انقلابي بود كه اين بحث وارد اشكال عميق‌تري شد و هنوز هم در سطوح مختلف طرح و متاسفانه تنها تكرار مي‌شود.

به گمان من در شرايط كنوني جامعه‌ي ما بحران آزادي (از تعارفات بگذريم) بيش از آنكه ناشي از ابهام در تعريف آزادي و تعيين حدود آن باشد، در سطح كلان ناشي از عدم شناخت راه‌هاي حركت به سمت آزادي (با توجه به مختصات كنوني جامعه) و به طور مشخص و در سطح عملي ناشي از عدم پايبندي به ملزومات چنين حركتي و يا عدم درك ضرورت اين پايبندي است. به عبارتي حوزه‌اي كه در سطح مدني بايد بيشتر مورد تاكيد قرار گيرد، پايبندي فردي و در پي آن گروهي به ملزومات آزاديخواهي است و اين بخش مهمي از آن چيزي است كه مي‌توان آن را تمرين دموكراسي‌خواهي ناميد (هنوز با «تمرين دموكراسي» فاصله‌ي زيادي داريم) و به همين دليل حوزه‌ي صحبت من در اين مقال رفتارهاي مدني فعالان اجتماعي سياسي است.

 

لطفا ادامه مطلب را در پيوند پايين ببينيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:11  توسط علی صادقی  |