تبليغاتX
ecololia

ecololia

اکولولیا بلند فکر کردن است

10. با نظر به تعریف بسط در نوشته ی بهنام

 

در تعریف بسط آمده : " L2 بسط L1 است اگر واژگان جدیدی را داشته باشد غیر از واژگانی که مشترکن با L2 داراست ... " از این قرار بسط منطقی محصول ورود غیر از ( هر آنچه جز ) دانسته شده است . از آن رو که غیر تعین منطقی ندارد ( تمام واژگان بجز آنهایی که در L1 است مصداق غیر می شوند ) پس تعریف مبتنی بر غیریتی گشاده و نا متعین است و خصلتی منطقی ندارد ، حضور این غیریت رخنه ای بزرگ بر سد منطقانه است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 23:9  توسط مجید رزاقی  | 

9. با نظر به پرسش مرتضا (شماره ی 1 )

 

مقصود از توالی ، توالی در نوشتار است نه توالی در استنتاج منطقی . نوعی ( بخشی ) از حذف در دلالت کلمه ی تخلف نهفته است و تفاوت آن با اختلاف و تمایزشان با شقوق دیگر حذف .

در توالی ABCD… حذفی که نامش را اختلاف می نهم محصول جابجایی و تبادل عناصر این توالی ست چنانکه حذف A از موقعیت- وضعیتش . حذفی که نامش را تخلف می نهم محصول برداشتن و برگرفتن عنصری از توالی ست در حالی که هیچ جایگزینی برایش نداشته باشیم چنانکه حذف A از زنجیره ی توالی . از شقوق دیگر حذف ، حذف عرفی ست   عرف عام و خاص   مادی و معنوی .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 23:7  توسط مجید رزاقی  | 

8. نکاتی درباره ی ساختمان اجمال و تفصیل

 

1-      تفصیل آینده ی اجمال است    اشتیاق گشودگی ست    میل بازشدن است                نحوی ذره گرایی ست     باب تکثیر است .

2-      مرجع اجمال حضور احتمال است و مرجع تفصیل شرح بر طرح است .

3-      طرح مجملانه و شرح مفصلانه است .

4-      اجمال اتصالی ست که از درون می پاشد و به انفصال می رسد .

5-      تفصیل قابلیت لازم دارد : در مقام توضیح آیا از عهده ی تفصیل بر می آیی ؟

6-      عهده ی تفصیل و تفکیک با خانشگر است .

7-      وجه مکانی و زمانی مجمل : مفصل را چگونه در این مجمل بیاورم ؟

8-      فی الجمله ، بالاجمال : اجمال عبور از موقعیت اکنونی ست .

9-      جهت اجمال : اندروایی مبنی بر موقعیت حاضر است .

10-   جهت تفصیل : حوالت های پی در پی است .

11-    با این نگاه اسماء الاهی مجمل هستند چون مظهر ندارند . اسمی که مظهر پیدا می کند به ظهور می رسد به تفصیل می رسد .

12-    و خلقت حرکتی از اجمال به تفصیل است .

13-   آیا نیرویی که اجمال ایجاد می کند از زبر متن ( hypertext ) می آید ؟

14-   نیرویی که بر اجمال وارد می شود نیروی فصل است .

15-   کتابها برای خانده شدن ابتدا گشوده می شوند .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 23:1  توسط مجید رزاقی  | 

با مرور پرسش نیما

 

 

شافعی کفر را از مقوله ی نقصان می داند. نقصان حرکتی رو به کمال دارد . می نویسم کفر حرکت دارد و چیز ثابتی نیست همانطور که چیزی به نام آینده برای همیشه نداریم . آینده و آینده و باز هم آینده و بازها هم آینده داریم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 23:17  توسط مجید رزاقی  | 

با نظر به پزسشهای مرتضا و شیث

 

نکاتی درباره ی مجمل و مفصل :

 

-          المجمل و المبین : المستصفی من علم الاصول  امام محمد غزالی صفحه ی 345

 

اعلم ان الفظ اما ان یتعین معناه بحیث لا یحتمل غیره فیسمی مبینا و نصا و اما ان یتردد بین معنیین فصاعد امن غیر ترجیح فیسمی مجملا و اما ان یظهر فی احدهما و لا یظهر فی الثانی فیسمی ظاهرا و المجمل هو اللفظ الصالح الاحد معنیین الذی لا یتعین معناه لا بوضع اللغه و لا بعرف الاستعمال و ینکشف ذلک بمسائل .

 

-          غزالی مبین را تعریف کرده است به لفظی که معنای آن متعین است ، یعنی احتمال خلافی در آن نمی رود و از این رو با نص مرادف است ( نص شق بارز مبین است ).

 

-          غزالی مجمل را تعریف کرده است به لفظی که بین دو معنی یا بیشتر مردد است ، و هیچ یک را بر دیگری ترجیحی نیست و هرگاه یکی از معانی روشنتر باشد ظاهر نامیده می شود .

 

 

-          خارج از نص مجمل است مگر ۱) ظهور در معنایی داشته باشد ( باب ظهور )

                                         ۲) مرجحی داشته باشیم بر یکی از معانی چندگانه ( باب ترجیح )

 

     

      -     تکلیف نص با تعدد مرجحان مبتلا به تکثر می شود .

 

   

-          تعریف دیگری از مجمل : وقوع احتمالات با عدم ترجیح .

 

ترجیح سری احتمالات را می شکند و از تردد می زداید و هرگاه یکی از معانی روشنتر باشد ظاهر نامیده می شود .

 

-          ابن سینا در اشارات آورده است : آراء محموده و تادیبات صلاحیه که از قسم قضایای

      مشهوره اند...

 

به نظر می آید نوعی ترجیحات عقلانی باشند که در کار تنجیز معنای مجمل در ترجیح یکی از احتمالات بکار می آیند .

 

 

-          حرکت از اجمال به تفصیل مقتضی دست کم یک تصمیم است که کیفیت و نحوه اش

       می تواند منطقی باشد . هرگاه لفظ بر احتمال مقدم حمل گردد جهت حمل ، دفع عبث

       را نیز به همراه دارد و این دافعه ستایش ضمنی عقل است .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 23:14  توسط مجید رزاقی  | 

برای نوشته ی نیما

-          ایمان امری تاریخ مند است .

-          ایمان به آینده هم در گذشته نمو می کند .

-          کفر در لغت به معنای پوشش و حجاب است .

-          کفر آینده ؟ یا کفر فاعل شناسایی که آینده را درک می کند ؟

-          آینده در خودش کافر نیست . بلکه نسبت به منظری که در آن هستیم کافرانه است . فرو بستگی نسبت به ما آن را کافر می سازد .

-          سرمایه ی آدمی : سیاهه ای از رازها در صف گشایش ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 0:52  توسط مجید رزاقی  | 

نکته هایی چند درباره ی ایجاز

 

مکث 1- المعجم الوسیط : (المیجاز ) الذی یوجز فی الکلام و الجواب ( الوجز ) من الرجال السریع الحرکت فیما اخذ فیه ، الخفیف من الکلام .

 

 

مکث 2- ایجاز وجه مصدری از ریشه ی وجز است . در صنایع بلاغی وجه تفضیلی دارد نه وجه تعیینی . یعنی علی الوصول یک ارزش است . وقتی در برابر اطناب قرار می گیرد نسبت به اطناب تفضیل دارد.

 

مکث 3- شریف جرجانی در تعریف ایجاز می آورد : مختصر و مفید ساختن کلام و سخن با کمترین عبارات متعارف . پس دو وجه تکافوی ایجاز ( شئون کنهی ی ایجاز ) از این قرارند : عرف ( ایجاز مناط عرفی دارد ) و قصد ( نزد متکلم است ) .

 

استحداد دو وجهی ی ایجاز : حد متعارف ( شعور متعارف ) و حد مقصود ( نیت مندی ی مولف )

 

 

مکث 4- شریف جرجانی در تعریف اطناب می آورد : ادای معنی ی مقصود در عبارتی که زاید از حد متعارف باشد .

 

مکث 5- مولفه هایی برای ایجاز : اختصار ، اقتصار ، افاده ، سرعت ، قلت ، اطلال ، تکاثف ، تراکم ، حذف ، ترتیب ، سنخیت .

 

مکث 6- ایجاز مجموعه ی اقلی از عبارات تا وصول به مقصود است و لا غیر . در ایجاز با عبارات مخففه روبروییم . عبارات در ایجاز مبالات دارند یعنی تحت نظمی تنسیقی هستند . در ایجاز با امتناع احتمال روبروییم یعنی امکان ذهنی نداریم یا منع می شود . ایجاز ما را به اصل مقصود دلالت می کند ( قصد می گوید تا این حد کفایت می کند ) .

 

مکث 7- ایجاز فقط وصف صفتی که به نوشته تعلق می گیرد نیست بلکه به نویسا هم متعلق می شود . موضوع ایجاز کلام و عبارت است .

 

مکث 8- در تحلیلی نافذ ایجاز و اطناب می توانند صفت اسامی هم باشند : از آنجا که به اسم شرح اسم یا وصف اسم تعلق می گیرد اسم به جهان ربط و تعلق دارد . ربط و تعلق خروج اسم از ایجاز است .

 

مکث 9- مجمل کلامی ست که احتمال چند معنی از آن می رود . مفصل بعض یا تمام آن احتمالات را بیان می کند ( تعریف شریف جرجانی ) .

 

ملاک تمایز موجز از مجمل در وقوع احتمال است . در مجمل رکن اصلی وقوع احتمال است . دوران دلالت بر چند معنی ، نسبت و ربط است که مفصل بعضی از آن احتمالات را بیان می کند . در حالی که ایجاز تمهیدی بر امتناع احتمال است . حال اگر ایجازی در شکل گیری ی خود منتهی به احتمال شود تبدیل به اجمال شده است . احتمالات در مجمل در کمون هستند که در مفصل به ظهور می رسند .

 

مکث 10- آیا نوشتار به تمامی از ضابطه های صوری (قرارداد ) حرکت می کند و تکنیکال است . مثلن می توانیم برای روشن شدن نص قرآن بگوییم باید به ربط و نسبت نوشتار و شنیدار پرداخت ( وحی مبتنی بر شنیدار است ) .

 

اقراء : اگر خاندن چند معنی داشته باشد اقراء مجمل است . ولی اگر از خاندن ، مخاطب تنها یک معنا به ذهنش متبادر شود اقراء موجز است .

 

مکث 11- هر چیز زایدی در گذشته است . پس تحقق زاید در گذشته است . پس تحقق اطناب هم در گذشته است ( اصل : اطناب لفظ زاید بر مقصود است ).

 

 مکث 12 – ساز و کار ایجاز این است که با حذف حلقه ها از زنجیره ( توالی )ی منطقی یا عرفی موجز شکل می گیرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 0:47  توسط مجید رزاقی  |