ادبیت و ادبیات (2)
انکار این نکته سخت خنده دار است که در اقتصاد سیاسی زیبا شناسی مدرن public فاکتوریست مهم و مبهم شاید در تحلیل نهایی (شاید!)بتوان خیلی از نکات تاریک و زوایای مغفول را در پرتو آن رمز گشایی کرد که البته آن را به مفهومی خطرناک هم تبدیل می کند..اما در اهمیت راهبردیش همین بس که حتی نخبه گراترین و خاص ترین سویه ها را هم به کرنش وا می دارد آنجا که این سویه هارا به صرافت توضیح خود (اثر خود) برای انسان میانمایه ی تازه به دوران رسیده ای که مولود شهر است می اندازد (پدیده ی مانیفست نویسی) یا به زبانی دیگر استریپ تیز برای جلب و اخذ مشتری!
زمانی این پرسش مهم بود که ملاک شعر بودن یا نبودن یک "چیز" در چیست؟اما این پرسش اینک دیگر نقشی کانونیک ندارد که همین نکته را می توان پارادوکسی گیج کننده و جالب در نوع خود دانست که البته قصد ررسیش را ندارم .......!
زمانی هنر خود را در و برای حوزه های دیگر موجه می کرد (روانشناسی ..متا فیزیک... سیاست و....) و" جهتی کافی" برای بودن و مهمتر از آن برای ارائه شدن می یافت اما امروز علی رغم استقلال کاذب و ظاهریش "جهتی کافی" برای مصرف در public ندارد.پس چرا هنوز می شعریم؟چرا شعر هست به جای آنکه نباشد؟
